أبو العباس فضل بن محمد اللوكري
101
شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )
چگونه كسب كند عفت و شجاعت مرد ؟ * چو مستعد نباشد به حيلت و درمان ياد كردهايم پيشتر از اين كه استعداد چيزى است كه مزاج مردم آن گاه حاصل همىشود كه كسب و رياضت كند كه افعال جميل را و سيرت پاك را به كار دارد تا آخر الامر به اين استعداد و تهيّؤ « 1 » ملكهء فاضله او را حاصل شود . پس ناچار كسب افعال جميل همىببايد تا اين استعداد حاصل شود ، بعد از آنكه مزاج اصلى در آفرينش چنان افتاده باشد كه او را اين استعداد حاصل شود به كسب و رياضت و به كار داشتن افعال جميل و آن گاه چون استعداد حاصل شد ، از واهب صور فيض صورت ملكهء فاضله به او بپيوندد و همهء فضايل نفسانى چون عفّت و سخاوت و شجاعت و حكمت حاصل شود . به خلق خير مطلق چگونه گردد نفس ؟ * چو خير و شر به اضافت بود در اين كيهان درست آن است كه خير و شرّ عالم سفلى همه اضافى است و اينجا هيچ خير مطلق و شرّ مطلق نيست ، بلكه چيزى باشد كه به اضافت با چيزى خير بود و با ديگرى شرّ بود ، و همچنين چيزى بود كه خيريّت وى بيش از ديگرى بود تا آن چيز به اضافت به او شرّ بود و از روى ديگر به اضافت با چيزى ديگر خير بود ، از جهت آنكه خيرّيت آن چيز بيش از وى بود ، پس نفس خير مطلق و محض آنگاه بود كه مفارق گردد و علايق بدنى از وى منقطع شود . بقاء نفس چو مردم تصوّر و تصديق * كند به حدّ و قياس و به دو فتدش ايمان چراست آن كه پس از « 2 » قالب [ و ] خرابى او ؟ * فناء نفس كند هم « 3 » درو شود حيران چه چيز فايدهء حجّت درست و يقين ؟ * چو وهم كاذب رو به كلّىاند بدين اتقان چو حال اين است مر نفس را به علم و عمل * نجات چون بود از عالم هوا و هوان
--> ( 1 ) . نسخهء 1 : تهيّر ، نسخهء 2 : بهتر . « تهيّؤ » به معنى آماده شدن . ( 2 ) . در اصل : چرا از آن . ( 3 ) . در اصل : و همه .